هنجارها و ناهنجارهای فرهنگی

مجموعه‌ای از قواعد نانوشته که در قالب انتظارات، ارزش‌ها و رفتارهای یک جامعه جاری و ساری است، هنجارهای فرهنگی نامیده می‌شود. این هنجارها به افراد می‌گویند که در موقعیت‌های مختلف چگونه رفتار کنند و چه چیزی برایشان پسندیده و چه چیزی ناپسند است. این‌گونه قواعد الزام‌آور هستند اما قانون رسمی نیستند؛ بنابراین تخطی از آن‌ها مجازات قانونی در پی ندارد، ولی با واکنش‌های اجتماعی مانند سرزنش یا طرد اجتماعی همراه است.

مثال: نوع ادب اجتماعی و تواضع، احترام به والدین و سالمندان، محبت به کودکان، استفاده از عناوین رسمی و القاب اجتماعی به جای اسم کوچک، دست دادن، روبوسی یا فقط گفتن سلام، بغلکشی، استفاده از قاشق و چنگال موقع غذا خوردن، صحبت نکردن با دهان پر، نریختن زباله در مکان‌های عمومی و غیره.

لازم به ذکر است که همان‌گونه که مولفه‌های فرهنگی قابلیت تغییر دارند، هنجارهای آن نیز پویا و متغیر هستند و با گذر زمان و تغییر شرایط اجتماعی می‌توانند تغییر کنند.
مثال: در گذشته در وطن زادگاه، دیر رسیدن به ملاقات و جلسات امری عادی و قابل پذیرش بود، اما امروز با تغییر زمان و شرایط، این رفتار ناهنجار تلقی می‌شود و غیرقابل قبول، حتی اهانت‌آمیز به شمار می‌آید. همچنین در احوال‌پرسی، گفتن سلام جای بغل کردن را گرفته و استفاده از قاشق و چنگال جای استفاده از دست را گرفته است. این موارد نشان‌دهنده سیالیت و معقولیت تغییرات هنجاری هستند.

(البته استثنائاتی در هنجارها وجود دارد که به قانون رسمی تبدیل شده و ضمانت اجرایی دارد؛ مانند مراعات نظم اجتماعی = تهدید، توهین، تعرض به دیگران، دزدی، خرابکاری، تصرف غیرقانونی اموال دیگران، و رعایت قوانین رانندگی و غیره.)
ناهنجار چیست؟
آن رفتارهایی که بر خلاف هنجارها انجام می‌شود؛ مانند:

  • بی‌احترامی به والدین و بزرگان
  • استفاده از الفاظ توهین‌آمیز در جمع
  • تأخیر مکرر یا بی‌توجهی به وقت در جلسات و ملاقات‌ها بدون عذر موجه
  • ابراز خشونت یا رفتار تهاجمی (دعوا کردن، فحاشی)
  • آزار دیگران در محیط عمومی
  • بی‌توجهی به حریم خصوصی افراد و فضولی در امور شخصی دیگران بدون اجازه
    نتیجه:
    دانستن مفاهیم فرهنگی باعث می‌شود میزان جرم و قانون‌شکنی کاهش یابد، نظم و همبستگی ایجاد شود، تعلق خاطر به هویت اجتماعی و تاریخی تقویت گردد، تنش‌ها و تضادها کم شود و اعتماد میان مردم افزایش یابد.
    اما در صورت سخت‌گیری بیش از حد، به‌خصوص سماجت در حفظ هنجارهای منسوخ که باید تغییر کنند، می‌تواند پیامدهای منفی و مخربی به بار آورد؛ مانند:
  • تهدید نظم و اعتماد اجتماعی
  • محدود کردن آزادی و خلاقیت فردی
  • تثبیت نابرابری‌های جنسیتی، طبقاتی و قومی
    مثال: ما هنجاری به نام «حفظ آبروی افراد» داریم. این حفظ آبروداری تا جایی قابل قبول است که تخطی‌های هنجاری از سوی معتمدان جامعه (ملا، سید، ریش‌سفید، کلان قوم و …) به صورت عادات روزمره مورد سوءاستفاده قرار نگیرد. اگر چنین اعمالی با اغماض و نادیده‌گرفتن از سوی جامعه مواجه شوند، قطعاً افراد هنجارشکن از نبود ترس از عواقب اعمال‌شان جسورتر و بی‌باک‌تر خواهند شد و این رویکرد می‌تواند به شکاف‌های قومی و طبقاتی بیشتر منجر شود.
    به همین ترتیب، در جامعه هنجار «سیاه‌سَر بودن» را داریم که زنان را به مثابه «ضعیفه» و ناتوان به حساب می‌آورد؛ لذا ضعیفه‌ها باید از کار و فعالیت اجتماعی محروم باشند و همیشه در کنج خانه و آشپزخانه بمانند. بدون تردید اگر چنین هنجارهایی غیرقابل تغییر تلقی شوند و همچنان در حفظ و حراست از آن‌ها سماجت و لجاجت به خرج داده شود، به یقین نابرابری جنسیتی را در جامعه نهادینه کرده‌ایم.
    آنچه در ادامه خواهد آمد، موضوع مهم «هنجار احترام» و «هژمونی» فرهنگی خواهد بود.

علی یوسفی